مصاحبه ها و یادداشتها

بشیریه: زاهد و پارسای معبد علم

دکتر بشیریه معلمی توانا، دقیق، متواضع و پارسا است

بشیریه: زاهد و پارسای معبد علم

مصاحبه با سیدصادق حقیقت، سیاست­نامه، ش 21 (نوروز 1401)

-         شما در ایام تحصیل در دانشگاه تهران شاگرد استاد حسین بشیریه بوده‌اید. خاطره خاصی از ایشان به یاد دارید؟

بنده افتخار دارم که در دوره کارشناسی و دکتری شاگرد جناب آقای دکتر بشیریه بودم. ایشان هرچند گرایش مذهبی نداشتند، اما به شدت اخلاقی بودند. دکتر امینی، استاد دانشگاه تهران مرکز، می گفتند در دوران دانشجویی از ایشان پرسیدم جزوه امتحان فردا را دارید؟ ایشان گفت یک جزوه در منزل دارم. احساس کردم که منظورشان این است که یک جزوه اضافی دارند. رفتم میدان راه آهن، دیدم در یک اتاقی در طبقه اول یک ساختمان سکونت دارند. جزوه را گرفتم و نمره من خوب شد و نمره ایشان بد. علت را پرسیدم و اصرار کردم، ایشان گفت واقعش این است که همان یک جزوه را داشتم و خودم نخوانده بودم. دکتر بشیریه از نظر اقتصادی زندگی زاهدانه ای داشت، و یادم نمی رود اوایل دوره ما ابتدا ماشین نداشت، بعد هم یک هیلمن دست دوم خرید. ایشان هیچ گاه از مواضع علمی خود کوتاه نیامد، و هر آن چه درست تشخیص می داد بیان می کرد و خلاف اعتقادش سخن نمی گفت. خاطره دیگر به اخلاق مداری جناب استاد بازمی گردد: روزی دانشجویی گفت کی شود از شر پایان نامه خلاص شوم! دکتر سکوت کرد و به دفتر گروه رفت و از راهنمایی آن پایان نامه استعفا داد.

-         با تفکیک تدریسات و تالیفات، در یک نظرگاه کلی کارنامه چگونه ایشان را ارزیابی می‌کنید؟

ویژگی تدریس ایشان، بیان روشن و دسته بندی شده بود. ایشان به معنای کامل کلمه «یک معلم» هستند. این ویژگی در تألیفات ایشان نیز وجود دارد. کتب ایشان تا ده ها سال منبع اصلی در علوم سیاسی باقی خواهد ماند.

-         در شیوه تدریس نکته خاصی مد نظر ایشان بود؟

وقتی ایشان از مارکسیسم، پست مدرنیسم یا اسلام سخن می گفت گویا به شکل کامل به آن باور دارد. هیچ گاه در تدریس نمی توانستید گرایش فکری ایشان را حدس بزنید. در کتابخانه دانشکده از ایشان پرسیدم این پایان نامه که راجع به ولایت فقیه است چطور بود؟ فقط به این نکته اکتفا کردند که نقاط ضعف و قوتی داشت! ایشان نسبت به جدل علمی و غیبت پشت سر دیگران به شدت پرهیز داشتند. وقتی در بحث مدرنیزاسیون، نسبت روحانیت و توسعه را بحث می کردند از روحانیت و توسعه در ترکیه مثال می آوردند که حساسیت ایجاد نشود؛ چون معتقد بودند روحانیت ترکیه خصلت ضدتوسعه داشته است. فقط در همان جلسه بود که ایشان با تسبیح وارد کلاس می شد! اعتقاد ایشان این بود که نصف حرف را باید در کلاس زد، نصف دیگر را دانشجو خودش باید حدس بزند.

-         همانطور که می‌دانید شهرت استاد بشیریه در جامعه‌شناسی سیاسی است، با این حال در عرصه اندیشه سیاسی نیز توانایی داشته‌اند. به نظر شما تعلیمات ایشان در کدام بخش از علوم سیاسی شایان توجه است؟

بله، وی هم در جامعه شناسی سیاسی تخصص دارد، هم در اندیشه سیاسی. تألیفات ایشان را می توان در این دو گروه جای داد. شاید بتوان گفت در اندیشه سیاسی استاد بودند و در جامعه شناسی صاحب نظر و دارای تحلیل. یک بار از ایشان پرسیدم شما قبلاً به اندیشه نومارکسیستی علاقه نشان می دادید و الان به فوکو روی آورده اید. آیا بحثی مانند عدالت را در هابرماس کامل تر و منطقی تر یافته اید یا نزد فوکو؟ ایشان در کمال تواضع فرمودند هنوز به نتیجه خاصی نرسیده ام و هر دو را همزمان تدریس می کنم.

-         چرا احساس می کنید در جامعه شناسی قوی تر بودند؟

به شکل خاص، اولین کسی که بن بست اصلاحات را اعلام کرد، دکتر بشیریه بود. وی در سال 92 که هنوز دولت اصلاحات قدرت را در دست داشت طی مصاحبه ای اعلام کرد که اصلاحات به پایان ظرفیت خود رسیده و به دیوارهای قانونی برخورد کرده است. بسیاری از اصلاح طلبان سالها بعد نیز نمی توانستند شکست اصلاحات را بپذیرند، در حالی که باید گفت آن موج اصلاحات در تاریخی خاص به پایان رسید، و شاید موجی دیگر در آینده شروع شود.

-         یکی از امتیازات استاد بشیریه پیوندی است که مباحث نظری ایشان با وقایع عملی عصر خود داشت. ایشان در دوره اصلاحات نویسنده رسالات متعددی درباره آموزش‌های دموکراتیک بود و مباحث نظری دموکراسی‌خواهی را دنبال می‌کردند. نظر شما درباره پیوند استاد حسین بشیریه با جنبش اصلاحات در ایران چیست؟

دقیقاً حساسیتی که روی ایشان ایجاد شد، به همین دلیل بود. او بالاخره استاد دکتر فیرحی و دکتر حجاریان بوده و نظراتش در مجامع اصلاح طلبانه تدریس می شد.

 

143 مرتبه بازدید
در حال ارسال...