مصاحبه ها و یادداشتها

نواندیشی دینی

نواندیشی دینی که در سنت اسلامی ریشه دارد بر مردم سالاری، حقوق بشر و رویکرد صلح آمیز تأکید می کند، و در مقابل گفتمان سنتی، سنت گرایی، اسلام سیاسی و تجددگرایی قرار می گیرد

 

نواندیشی دینی، شبکه 4، 9 آذر 1400

دربرنامه سوره مطرح شد

علامه طباطبائی هگل ایران است/ تشریح پنج گفتمان دینی

در هفدهمین قسمت از برنامه تلویزیونی سوره موضوع «نواندیشی دینی، دفاعیه‌ها و اعتراض‌ها» با حضور سید صادق حقیقت، پژوهشگر حوزه دین، استاد دانشگاه و رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه مفید مورد بررسی قرار گرفت.

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، به نقل از روابط عمومی برنامه سوره، در هفدهمین قسمت از برنامه تلویزیونی سوره موضوع «نواندیشی دینی، دفاعیه‌ها و اعتراض‌ها» با حضور سید صادق حقیقت، پژوهشگر حوزه دین، استاد دانشگاه و رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه مفید مورد بررسی قرار گرفت.

دیانی در ابتدای برنامه پرسید وقتی از جریان نواندیشی دینی حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم؟

حقیقت پاسخ داد: من برای پاسخ به این سوال به جای استفاده از واژه «جریان» از واژه «گفتمان» استفاده می‌کنم، چون تخصصی تراست و مقصود من از گفتمان مجموعه‌ای از گزاره هاست که یک حقیقت را تولید می‌کنند بنابراین نواندیشی دینی یک گفتمان است و حقایقی در این گفتمان تولید شده و گزاره‌هایی درکنار هم گذاشته و با گفتمان‌های دیگری، چون گفتمان سنتی، سنت گرایان، اسلام سیاسی، تجددگرایان و نواندیشی دینی مرزبندی شده است.

وی افزود: گفتمان سنتی، گفتمانی است که بعد از غیبت کبرا ادامه پیدا کرده و در غالب حوزه‌های علمیه تجلی پیدا کرده است. در این گفتمان، تجدد یک مسئله نیست که فق‌ها و علما نیازی ببینند به آن پاسخ دهند. سوال با مسئله فرق دارد و سوال وقتی تبدیل به مسئله می‌شود که به مبانی آن توجه شود. سنت گرایان معتقد به حکمت خالده هستند و معتقدند که یک نخ تسبیح بین ادیان وجود دارد که این‌ها را به هم وصل می‌کند. عقاید اهالی گفتمان سنتی با اهالی گفتمان سنت گرا متفاوت است. چون در گفتمان سنت گرا، تجدد مسئله است و مورد نقد جدی قرار میگیرد.

حقیقت ادامه داد: در گفتمان اسلام سیاسی، به ضرورت تشکیل حکومت براساس شریعت اعتقاد دارد. شریعت یعنی فقه و وقتی به فقه استناد می‌کنند یعنی فقیه هستند و اجهاد می‌کنند. البته بین فقه سنتی و فقه اسلام گرا یک تفاوت وجود دارد و آن هم اینکه در فقه سنتی تجدد مسئله نیست، ولی در گفتمان اسلام سیاسی ضرورت تشکیل حکومت براساس شریعت وجود دارد مثل گفتمان امام خمینی (ره). حال اگر این گفتمان رادیکال باشد، بنیاد گرا می‌شود؛ بنابراین این گفتمان به ضرورت تشکیل حکومت براساس شریعت باور دارد. تحقق گفتمان اسلام سیاسی در ایران، ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ بود. در درون این گفتمان گرایش‌های میانه و رادیکال وجود دارد.

این استاد دانشگاه در ادامه دسته بندی گفتمان‌هایی که در ابتدای سخنانش اشاره کرده بود بیان کرد: گفتمان چهارم، گفتمان تجددگرا یا مدرنیسم است. در این گفتمان به عقل تجددگرایانه و انسان متجدد اعتقاد دارد و آن را بر بسیاری از چیز‌ها مقدم می‌داند. در این گفتمان دو شاخه اصلی وجود دارد، یکی تجدد گرایی روشنکفری دینی و دیگری روشنفکری غیردینی. روشنفکران دینی معتقدند که بین گزاره‌های دینی و تجدد گرایی تعارض و تنافی وجود ندارد بنابراین تجدد گرایی با دین قابل جمع است. روشنفکران غیردینی، اما معتقد است که گزاره‌های دینی و تجدد باهم قابل جمع نیست حتی با خوانش مدرن. به عقیده این‌ها اصل با تجدد است و دین منبعی برای معرفت نیست.

حقیقت افزود: در گفتمان نواندیشی دینی، که بنده هم به آن اعتقاد دارم و حدود ربع قرن است روی آن کار میکنم، قرائت مردمسالار، حقوق بشری و مبتنی برصلح از اسلام وجود دارد. نواندیشان دینی معتقدند که شکلی از دموکراسی و حقوق بشر که خاستگاه آن غرب است می‌تواند درقرائت دینی وجود داشته باشد. مجموعا تفکرات شهید مطهری نواندیشانه است، اما جنبه‌های غیرنواندیشانه دینی هم دارد.

دیانی سپس پرسید نواندیشی دینی برده داری و کنیزی صدر اسلام را غیراخلاقی می‌داند یا خیر؟

استاد دانشگاه مفید پاسخ داد: خیر، چون وقتی ائمه معصوم در رویت حضرت علی و پیامبر اکرم (ص) این کار را می‌کردند پس حتما اشکالی نداشته است. دلیلش هم این است که در فرهنگ مردم آن روز ریشه دوانده بود و اسلام نتوانست یکباره بردگی را لغو، اما راه‌هایی برای مبارزه با آن ابداع کرد؛ بنابراین یک قرائت نواندیشانه وجود دارد که از علامه نائینی وجود دارد به استاد مطهری رسیده که ایده را پرورانده و امروز به دست ما رسیده است. پس تبار نواندیشی دینی به مشروطه، تعارض نائینی و شیخ فضل الله و توجیه فقهی پدیده‌های مدرن مثل پارلمان و آزادی برمی گردد.

مجری برنامه پرسید آیا شما معتقدید جریان سنتی و سیاسی و اسلام گرا و سنت گرا به حقوق بشر و دموکراسی و این‌ها قائل نیستند؟

حقیقت گفت: خیر نیستند، چون برای جریان سنتی اصلا تجدد مسئله نیست که به این موضوعات بپردازد. نواندیشان دینی، چون به عقل نوع بشر اعتقاد دارند پس اگر این عقل به چیزی حکم کرد شرع نمی‌تواند با آن چیز مخالفت کند.

دیانی سپس از حقیقت خواست تا موضع نواندیشان دینی نسبت به اعلامیه ۱۹۸۴ را بگوید.

وی تصریح کرد: اعلامیه جهانی حقوق بشر مجموعا ورد تائید عقل نوع بشر قرار دارد به همین دلیل مبانی دینی نمی‌تواند با عقل نوع بشر تنافی داشته باشد. من در دانشگاه فلوریدا سخنرانی به زبان انگلیسی انجام دادم و نسبت میان اسلام و دموکراسی را به زبان انگلیسی بیان کردم. یکی از سوالاتی که بلافاصله بیان می‌شود این است که نظرتان درباره حقوق همجنسگرایان چیست؟ من پاسخ دادم که اسلام با همجنسگرایی مخالف است. در اعلامیه حقوق بشر آمده است که اگر کسی دستگیر شد باید بلافاصله تفهیم اتهام شود و اگر در کشوری است که زبان کشور را نمی‌داند باید مترجمی باشد که تفهمیم اتهام کند و به شکل خودسرانه نمی‌شود یک نفر دستگیر شود. در مورد حقوق همجنسگرایی، اما عقل نوع بشر به آن حکم نکرده است. عقل نوع بشر به حق همجنسگرایی حکم نمی‌کند و متون صریح دینی به حق همجنسگرایی مخالف است.

دیانی سپس پرسید نواندیشی چگونه با متون دینی برخورد می‌کند؟

حقیقت پاسخ داد: تفاوت روشنفکری دینی و نواندیشی دینی در این است که روشنفکران دینی، چون عقل متجددانه را حجت می‌دانند نیازی به اجتهاد به شکل حوزوی ندارند، اما نواندیشان دینی در گفتمان اصولگرایی معتقدند که اجتهاد ابزار فهم است بنابراین اگر من می‌گویم که جهاد ابتدایی در اسلام وجود ندارد طبق صناعت فقه باید استدلال کند که چرا وجود ندارد. یکی از مشکلاتی که ما در فقه سنتی داریم این است که در فقه سنتی گفته می‌شود ما چهار منبع داریم؛ کتاب و روایت، سنت، اجماع و عقل. نقد نواندیشی به گفتمان سنتی این است که براساس برداشت محقق اصفهانی و آخوند خراسانی، یک فهم دیگری از عقل به وجود می‌آید که ما را از اشعری مسلکی جدا می‌کند.

این دین پژوه در ادامه اضافه کرد: در غرب عنوان با اسم دولت رفاه وجود دارد به این معنی که حداقل‌های زندگی برای بشر آماده شود و این چیزی است که فقه سنتی به آن نپرداخته است، اما من برداشت می‌کنم که اسلام با دولت رفاه موافق است و ناسازگاری ندارد. پس نکته خیلی مهمی که درباره نواندیشی وجود دارد این است که اتهاماتی که به آن وارد می‌شود را برداریم. نکته دیگر اینکه دیدگاه نواندیشی دینی نسبت به غرب انتقادی است و اصلا اینطور نیست که نواندیشان دینی غرب زده باشند اتفاقا خیلی هم برخورد انتقادی نسبت به غرب دارند. جنبه‌های سخت افزاری غرب را که همه می‌پذیرند، اما نواندیشان دینی ضمن اینکه بسیاری از جنبه‌های نرم افزاری غرب را می‌پذیرند بسیاری از آن‌ها را هم نمی‌پذیرند و نقد می‌کنند. اسلام گرایان سیاسی در مورد جنبه نرم افزاری تجدد معتقدند دانش غربی را کنار بگذاریم و اسلامی سازی کنیم و به اصطلاح جدیدی رسیدیم. اسلامی سازی در گفتمان اسلام سیاسی معنادار است، اما در گفتمان تجددگرایی و روشنفکری و نواندیشی دینی معنادار نیست.

دیانی در ادامه سوال کرد که چرا روشنفکران و نواندیشان دینی اسلام سیاسی را قبول ندارد؟

استاد دانشگاه مفید گفت: نواندیشی دینی معتقد به حکومت دینی و اسلامی است منتها فرض بگیرید مردم معتقدند بخشی از اسلام نباید اجرا شود و مشروعیت از سمت مردم می‌آید و اجبار به احکام نباید کرد، اما در قرائت رادیکال اسلام سیاسی باید نهادی داشته باشی که اجبار به شریعت و فقه براساس فهم عده‌ای خاص کند.

وی افزود: من برای اینکه در حق شهید مطهری جفا نکرده باشم لازم است بگویم که قرائت استاد مطهری از اسلام، قرائتی است که با اسلام سیاسی متعادل و میانه رو قابل جمع است و بخش‌هایی از آن به نواندیشی دینی هم نزدیکی است؛ بنابراین اسلام سیاسی می‌تواند مثل آیت الله مطهری، میانه رو باشد. از امام خمینی (ع) هم قرائت‌های متفاوتی وجود دارد، اما به اعتقاد من ایشان هم در دسته گفتمان اسلام گرایی معتدل جا قرار می‌گیرد و البته این موضوع منافاتی هم ندارد که برخی از دیدگاه‌های ایشان با گفتمان نواندیشی دینی هم سازگار باشد.

حقیقت با اشاره به اینکه در فرصت مطالعاتی که در ایالات متحده بوده تاکید کرد: تفکیک نواندیشی دینی از روشنفکری دینی و تجدد گرا چندان در ایران و جهان شناخته نشده است. در آمریکا بین اسلام اصلاح گر و اسلام لیبرال و تجددگر تمییز قائل می‌شوند و نواندیشان دینی را جزو اسلام اصلاح گر قرار می‌دهند.

دیانی در پایان از حقیقت پرسید علامه طباطبائی در کدام دسته از این دسته بندی قرار می‌گیرد؟

 وی پاسخ داد: علامه طباطبائی، هگل ایران است و از ایشان قرائت‌های مختلفی صورت گرفته است. بسیاری مثل سید حسین نصر او را سنت گرا خواندند از طرفی نواندیشان دینی خودشان را وامدار علامه می‌دانند؛ بنابراین اگر از من بپرسید با قرائت نواندیشانه سازگار است خصوصا در اندیشه سیاسی اگرچه سنت گرا‌ها و طرفداران اسلام سیاسی هم حق دارند که قرائتی از ایشان داشته باشند.

لطفا پادکست این جلسه را در آدرس ذیل پی گیرید:

s_sadegh_haghighat@

یادداشتی در باره برنامه سوره، 23 آدر 1400 با حضور دکتر خسروپناه:

در باره برنامه «سوره»

مدتی است شبکه 4 برنامه دین شناسانه خوبی با عنوان «سوره» شروع کرده است. موفقیت این برنامه مرهون دست اندرکاران آن، و به شکل خاص مجری توانای آن جناب حجه الاسلام دیانی، است. از یک جهت می توان گفت «سوره» رقیب «زاویه» شده است، هرچند مباحث «زاویه» اعم از دین پژوهی به نظر می رسد. نهم آذر، بنده میهمان این برنامه بودم و گفتمان نواندیشی دینی را در کنار گفتمانهای سنتی، سنت گرا، اسلام سیاسی و تجددگرا معرفی کردم. دوست ارجمند و عزیزم جناب حجه الاسلام دکتر خسروپناه انتقاداتی برای شخص بنده فرستاد و در برنامه سوره به تاریخ 23 آذر مطرح کرد. در حالی که برنامه «زاویه» اندیشمندان با سلائق مختلف را روبه روی هم می نشاند، برنامه «سوره» با فاصله دو هفته ای مدعاهایی را نقد می کند که نه میهمان قبل حضور دارد که پاسخ دهد، و نه مخاطب حضور ذهنی دارد که بتواند مطالب دو هفته قبل را به یاد آورد. به هر حال، لازم می دانم در خصوص مباحث دکتر خسروپناه نکاتی چند را عرض نمایم:

1- یکی از نقاط اشتراک دکتر خسروپناه و بنده طیفی دیدن این گفتمانهاست. هرچند ممکن است دو نفر در یک گفتمان قرار گیرند، ولی تفاوتهایی نیز می توانند داشته باشند.

2- نقطه اشتراک دیگر این بود که یک فرد می تواند به درجه ای، فی المثل، سنتی یا متجدد باشد. در واقع، استفاده از این اصطلاحات برای فهم بهتر مفاهیم محتوایی است.

3- نقطه اختلاف نخست به تعریف واژگان و مفاهیم مربوط می شود. وی مفاهیم مدرن، مدرنیته، مدرنیزاسیون و مدرنیسم را از هم جدا نکرد. به همین دلیل، جمله «مدرن یعنی سوبژکتیویته و اومانیسم و سکولاریسم» و «این گفتمان سؤال را از مدرن می گیرد» اشکال فنی دارد. علاوه بر آن، انتقاد ایشان به اصطلاح «اسلام سیاسی» این بود که شاید در مقابل «اسلام اقتصادی» قرار گیرد؛ در حالی که این فهم خروج از اصطلاح تخصصی محسوب می شود. همچنین، سکولاریسم دو معنا دارد که باید از هم تفکیک می شد: جدایی دین از سیاست، و جدایی نهاد دین از دولت. به همین دلیل، جمله «اسلام جامع در مقابل اسلام سکولار قرار می گیرد» ابهام دارد.

4- مدعای ایشان، «غرب گزینی انتقادی» است. این مدعا در حالی که بسیار جالب است و به مدعای نواندیشان دینی نزدیک به نظر می رسد، ولی نیاز به تحدید حدود دارد.

5- دکتر خسروپناه جریان سنتی را در مقابل «عقلانیت اسلامی» قرار داد، اما این اصطلاح بدیع به خودی خود گویا نیست. به نظر ایشان اعتقاد به حکومت اسلامی بین این دو گفتمان اشتراک دارد، اما تجدد برای گفتمان نخست تبدیل به «مسئله» نشده است. مشکل این جاست که فقهای سنتی در طول تاریخ به «ضرورت تشکیل حکومت بر اساس شریعت» باور نداشته اند. به قول استاد آیت الله جوادی آملی، هیچ فقیهی قبل از حضرت امام به ضرورت تشکیل حکومت به شکل فعال اعتقاد نداشته است. به هر حال، ایشان بدیلی برای تقسیم بندی پنج گانه بنده ارائه نکردند.   

6- انتقاد ایشان به تحلیل بنده در خصوص اندیشه آیت الله مصباح این است که هیچ تفاوتی بین اندیشه سیاسی امام خمینی و استاد مصباح وجود ندارد. کتاب «توزیع قدرت در اندیشه سیاسی شیعه»، در عین حال که مبنای این دو بزرگوار را نظریه نصب می داند، در صدد است نقاط تفاوت را مشخص کند. آیت الله مصباح معتقد است: اولاً به جای «جمهوری اسلامی» باید از اصطلاح «حکومت اسلامی» استفاده کرد. این در حالی است که امام فرموند «جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه بیشتر». روشن است که این بحث به شدت تفاوت محتوایی دارد. ثانیاً استاد مصباح اعتقاد دارد در بقا و استمرار حکومت اسلامی با نیروهای اندک باید اصل نظام را حفظ کرد (و بدین طریق، مجوز خشونت را صادر می کند)؛ ثالثاً بردگی در دوران مدرن را نیز مجاز می داند؛ و رابعاً پدیده های مدرن همانند دموکراسی، به زعم ایشان، «به شدت» قابل نقد و رد هستند. خود دکتر خسروپناه اشاره کردند که امام خمینی موافق (برداشتی از) دموکراسی بودند.

7- به اعتقاد وی، اندیشه سیاسی رهبری در خصوص نقش مردم و نظریه نصب و انتخاب اجمال دارد؛ در حالی که نقل قول زیر کاملاً صریح به نظر می رسد: «نظر مردم تعیین کننده است؛ اگر معیارهای لازم در آن انسان نباشد انتخاب نمی تواند به او مشروعیت ببخشد. آن کسی که این معیارها را دارد و از تقوا و صیانت نفس و دینداری کامل و آگاهی لازم برخوردار است، آن وقت نوبت می رسد به قبول ما. اگر همین آدم را با همین معیارها مردم قبول نکردند، باز مشروعیت ندارد. (حکومت در اسلام، ج 1، ص 33، و اجوبه الاستفتائات، سؤال 59).

8- ربط برخی مباحث به عنوان بحث روشن نبود. به طور مثال، معلوم نبود جایگاه بحث سبق و رمایه از دیدگاه سیدمحمدصادق صدر در کتاب «ماوراء الفقه» چیست و چه ارتباطی با گفتمانهای مد نظر دارد.

9- ایشان در آخر سخن خود، ظرف دو سه دقیقه، نواندیشی دینی را به یک کتاب از مرحوم دکتر فیرحی تقلیل دادند و به شکل یک قاعده کلی گفتند نواندیشان دینی سؤال و جواب را از (دنیای) مدرن می گیرند و بعد برای آن سعی می کنند توجیه فقهی پیدا کنند! این جفای به گفتمان نواندیشی دینی به نظر می رسد.

در پایان، از دست اندرکاران برنامه سوره و جناب حجه الاسلام دکتر خسروپناه تشکر می کنم و امیدوارم این گونه مباحثه ها به غنای بیشتر دین پژوهی ختم شود.

115 مرتبه بازدید
در حال ارسال...