مقالات

اسماعیلیان نزاری؛ ازخشونت تا تجددگرایی

اسماعیلیان جدید به دلیل ناکارآمدی ترور و راهبردهای دیگر، تجددگرایی را به عنوان الگوی خود برگزیدند

اسماعیلیان نزاری؛ ازخشونت تا تجددگرایی

سید صادق حقیقت[1]، رحمت تهمورسی[2]

 1- مقدمه

اسماعیلیان معتقد به امامت اسماعیل فرزند امام جعفر صادق(ع) می‌باشند، آنان ابتدا در مصر به قدرت رسیدند و پس از آن حکومت فاطمیان مصر را تأسیس کردند. پس از مرگ المستنصربالله هشتمین امام فاطمی در سال 487. ه.ق، وزیر المستنصربالله مانع از آن شد تا نزار، فرزند ارشد المستنصر به حکومت برسد و موجب به وجود آمدن انشعابی بزرگ در درون فرقه اسماعیلیه گردید. المستعلی فرزند کوچکتر المستنصر و شوهر خواهر وزیر، با کمک وزیر به قدرت رسید. پس از آن اسماعیلیان به دو گروه نزاریان و مستعلویان تقسیم شدند. ایرانیان نیز که معتقد به خلافت نزار بودند به «نزاریان ایران» معروف شدند. در میان این گروه، حسن صباح شخصیتی برجسته، پیچیده و همچنین مرد وطنخواهی بود که پس از فتح قلعه الموت، خط و مشی مسلحانه را برای مبارزه با سلجوقیان به کار گرفت و آدمکشی را به عنوان شیوه‌ای برای رسیدن به اهداف سیاسی و نظامی اتخاذ کرد. وی دیدگاه خاصی نسبت به شریعت داشت و آن را در جهت منافع قدرت خود تفسیر می‌کرد. خشونت حسن صباح موجب آن گردید که از این دوره به عنوان «دوران خشونت» اسماعیلیان یاد شود. پس از آن دوره و از بین رفتن الموت توسط مغولان، اسماعیلیان جدید به دلیل آنکه در گذشته اسماعیلیه از نظر سیاسی شکست خورده و حتی ترور هم نتوانسته بود خواسته‌های آنان را برآورده سازد، راهی متفاوت را در پیش گرفتند و تجددگرایی را به عنوان راهبردی جدید برگزیدند، لذا این دوره «دوران تجدد» اسماعیلیه است. در این دوران آقاخان سوم امام اسماعیلیان به عنوان یک سیاستمدار اصلاح طلب از شخصیتی بین‌المللی برخوردار شد و آقاخان چهارم امام کنونی علاوه بر ادامه راه پدر بزرگش، با بسط شبکه‌های توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به دنبال تحکیم موقعیت خود از طریق تجددگرایی است.

 بر این اساس پرسش اصلی این نوشتار عبارت است از اینکه: 

 رابطه اسماعيليان نزار با خشونت و تجدد گرايي چگونه بود؟ يا چرا اسماعيليان « نزار» در يك دوره راهبرد خشونت و در دوره ديگر راهبرد « تجدد» را پيشه كردند؟

فرضيه پژوهش اين است كه اسماعيليان نزار جهت دست يابي به قدرت و مبارزه با تسلط مذهبي-سياسي عرب و ترك در يك دوره راهبرد « خشونت» بكار بردند، اما چون شكست خوردند راهبرد تجدد گرايي را جايگزين كردند.

براي تشريح فرضيه مذكور  ابتدا به تاريخچه نهضت اسماعيليه نزارمي­پردازيم سپس راهبردهاي اسماعيليان «نزار» جهت دست يابي به قدرت و مبارزه با تسلط مذهبي-سياسي عرب و ترك خواهيم پرداخت. برای این منظور از روش توصيفي- تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه­ای استفاده خواهد شد.

2-تاريخچه نهضت اسماعيليه نزار

1.2  اسماعيليان نزار و راهبرد خشونت

حسن صباح، یکی از شخصیتهای بزرگ تاریخ ایران پس از اسلام، سیاستمداری تیزبین و سرداری پرآوازه است. وی در عصر تسلط و حاکمیت ظالمانه بیگانگان (حکومت ترک سلجوقی و خلافت عرب عباسی) بر طبقه زحمتکش و مستضعف ایران قیام کرد، عصری که عمال دولت سلجوقی از نظر اختناق فکری و سیاسی استثمار مستضعفان، شیوه استبداد و خشونت را در پیش گرفته، و با کمال بی­پروایی و قساوت بر جان و مال طبقه محکوم و محروم دست درازی میکردنند.[3] شرایط بحران آمیز حاکم بر جامعه آنروز حسن صباح را بر آن داشت که دست به مبارزه بی­پایان بزند، مبارزه­ای که لرزه بر پیکره نظام سیاسی سلجوقیان انداخت.

 او برای رسیدن به هدف خود، یعنی مبارزه با تسلط مذهبی - سیاسی عرب و ترک، در جستجوی وسیله­ای بود که، دارای قدرت مذهبی- سیاسی زیاد باشد، پس از فکر و اندیشه بسیار، چنان صلاح دید که رسماً به مذهب اسماعیلیه درآید، تا از آن راه بتواند با دشمنان ملت و کشورش بجنگد. علت آن این بود که مرامنامه سیاسی مذهبی اسماعیلیان مبارزه با خلافت عباسی و دولت سلجوقی را توصیه می‌کرد، خصوصا که اسماعیلیان ایران مورد ظلم و ستم خلفای عرب و حکام سلجوقی قرارگرفت بودند.[4] حسن صباح برای رسیدن به هدف به کیش اسماعیلیه درآمد و بعد از پذیرفتن مذهب اسماعیلیه چند سالی را برای تحصیل به مصر، مرکز خلافت فاطمیان که اسماعیلیه بودند، می‌رود و پس از بازگشت به دنبال جایگاهی برای فرمانروایی می‌گردد.

با فتح قلعه الموت اسماعیلیان وارد مرحله تازه­ای از زندگی نظامی و سیاسی خود شدند، با فتح الموت و فرمانروایی حسن صباح، نزاریان به عنوان فرقه قدرتمند در ایران ظاهر می‌شوند. حسن پس از بازگشت از مصر، به مسافرتهای گسترده در ایران پرداخت که نه سال به طول انجامید، در طی این دوره یک استراتژی انقلابی را تدوین کرد و قدرت نظامی سلجوقیان را در نقاط مختلف ارزیابی نمود و سرانجام قلعه الموت را مقر فرماندهی خویش انتخاب کرد این قلعه بر صخره­ای بلند درکوه­های مرکزی البرز است. [5]

حسن با برنامه ریزی منسجم به دنبال قدرت بود، برای رسیدن به هدفش تمام جوانب رادر نظر می‌گرفت و دور افتادگی و پرت بودن در انتخاب قلعه الموت دلیل اصلی بود که حسن تصمیم گرفت پایگاه قدرت خود را در آنجا بگذارد و توانست آن را برای مدت طولانی در برابر هر حمله­ای حفظ کند[6]. آب و هوایی مساعد و مناسب بودن خاک دره الموت باعث شد پیروان حسن در آنجا به کشاورزی بپردازند و مایحتاج زندگی خود را نیز تأمین نمایند.

  ترور ابزار حسن برای رسیدن به قدرت بود، وی افرادی را که به مذهب اسماعیلی وارد می‌شدند به قلعه ها می‌برد و در آنجا بعد از آموزشهای نظامی، برای کشتن اشخاص معروف حکومتی روانه می‌کرد. البته آدمکشی به عنوان یک سلاح از سپیده دم تاریخ وجود داشته است و اختراع اسماعیلیان نیست. بیشترین فرمانروایان از فرق سیاسی و مذهبی مختلف دلخواهانه ازآدمکشی به عنوان ابزاری از سیاست استفاده کرده‌اند. حسن صباح و جانشینان او از قتل و آدمکشی به عنوان یک سلاح تاکتیکی با دقت وحسابگری بسیار استفاده می‌کردند.[7] ادوارد براون در کتاب تاریخ ادبی ایران جلد دوم ص 290می­گوید:«اسماعیلیان برای کشتن حتی خود را به لباس راهبان آراسته کرده بودنند وی اظهار میدارد که تربیت فداییان می‌بایستی خوب بوده باشد که می‌توانستند در نقش راهبان  یعنی افراد تحصیلکرده ظاهر شوند.»

 هدف نزاریان از اتخاذ این خط ومشی به صراحت تحصیل قدرت حاضر به هر طریقی بود بی­آنکه به دیگر امیدها و خواستهای مذهبی وانسانی اعتنا کنند آنان در پی آن نبودند، که با ملایمت مردم را، به کیش خود بخوانند، نخستین جنایت بزرگ نزاریان قتل نظام الملک بود . شکی نیست که از نقطه نظر اسماعیلیان روش آدمکشی نه تنها روش قهرمانانه بلکه کاملاً عادلانه و انسانی بوده است.[8]

 ترور آخرین حربه سیاست است و استفاده اسماعیلیان از این روش نقش بسیاری در پیشبرد اهدافشان داشت، از آنجا که اسماعیلیان می‌خواستند زمینه را برای حکومت امام آماده کنند در این مورد هرکه را بر سر راه آنان بود از میان بر می‌داشتند[9]. البته آنان دو دسته را بیشتر به قتل می‌رساندند:1-امرای لشکر 2-پادشاهانی که علیه آنان دست به اقدام زده بودنند و قتل آنان باعث بلند آوازه گشتن اسماعیلیان و رعب وهراس مردم از آنان شد. [10]

 پیروانان حسن چنان تحت تاثیر وی قرار گرفته بودند، که برای شهادت در این راه از هیچ چیز نمی ترسیدند و اصلاً ترس برایشان معنا نداشت و این به دلیل باور مذهبی بود که حسن برایشان تفسیر می‌کرد که دست به ترور بزنند و اگر احیاناً دستگیر شدند قرص تریاک بخورند که هویت اسماعیلی بودن آنان مشخص نشود. به هر حال از جان گذشتگی تعصب آمیز مردانی که خود را وقف چنین کاری می‌کردنند به منزله خودکشی بود و نشانه شدت اعتقادات آنان به فرقه خود است و این چنین چیزی به ندرت مشاهده شده است . مکرر از مادری مثال آورده می‌شود که فکر میکند پسرش در هنگام ماموریت کشته می‌شود از این لحاظ شادمانی می‌کند اما هنگامی که پسرش زنده بر می‌گردد. شیون سر می‌دهد زیرا عقیده ای شیوع پیدا کرده بود که براثر مردن درانجام وظیفه بدن پاک می‌گردد و شایستگی ورود به عالم روشنایی را پیدا می‌کند.[11]

    فداییان قبل از ورود به قلعه ها نمی­دانستند که چه سرنوشتی در انتظار آنان می‌باشد یکی از اقدامات غیر انسانی حسن صباح نسبت به فداییان این بود که آنان را مقطوع النسل می‌کرد و برای توجیه این کار می‌گوید: «ما قصد داریم فداییان مطلق باشند مانند زنبوران عسل شوند که درفکر هیچ چیز نباشند غیر از تکلیفی که برای آنها معین شده است . فقط یکی از زنبوران عسل که ماده است با یک زنبور نر جفت گیری می‌کند و زنبوران دیگرجفت گیری نمی نمایند چه نر باشند چه ماده و بعد زنبوران نر به قتل می‌رسند و زنبوران ماده می‌مانند».[12]

وعده وعیدهايی که رهبران حکومتها به افراد خود می‌دهند یا مادی است یا معنوی یا تلفیقی از این دو، اما پیروان اسماعیلیان بیشتر باور و اعتقاد مذهبی است که باعث می‌شود اینگونه مبارزه کنند و این انگیزه آنان را وادار به این مهم می‌کند این است که حسن می‌گوید: «پاداش کسانی که دراین راه شهید می‌شوند این است که نامشان در لوح محفوظ ثبت می‌گردد و هرگز اسماعیلیان نام آنها را فراموش نخواهند کرد».[13]

 دراندیشه اسماعیلیان امامت به عنوان عنصر اصلی قدرت سیاسی و اساس مشروعیت در نظر گرفته می‌شود و دیدگاه آنان این است که تنها کسانی که به باطن شریعت اشراف کامل دارد امام است. به اعتقاد اسماعیلیه، تفسیر و بیان ظاهر و تنزیل قرآن وظیفه پیامبر(ص)یعنی ناطق، است اما تأویل و ارشادبه باطن وظیفه امام، وصی و جانشین اوست. از نظر آنان امامت مقامی متعالی است و مراتب مختلفی دارد: امام مقیم، که عالی ترین درجه امامت است. امام اساس وصی و جانشین پیامبر امین و یاور اوست. امام مستقر کسی است که امام پس از خود را تعیین می‌کند. امام مستودع به نیابت از امام مستقر به انجام امور امامت قیام می‌کند و حق تعیین امام بعد از خود را ندارد)). [14]

      نطریه امامت از اصول دین اسماعیلیان به شمار می‌رود «. . . امام اسماعیلی رئیس دولت اسلامی است».[15] این اندیشه کمک فراوانی به حسن در راه ارائه نظریات جدیدش نمود و اختیارات و قدرت وی را به عنوان یک رهبر مذهبی و سیاسی تثبیت نمود.

چون امامان اسماعیلی در همه عصرها نتوانستند در میان مردم ظاهر شوند مجبور می‌شدند از ترس دشمنان گاهی از انظار آنها غایب و مستور باشند اسماعیلیان امامت خود را به دو دوره «دوره ستر» و «دوره ظهور» تقسیم کردند . ابتدا دوره ستر از امامت محمدابن اسماعیل آغاز گشت تا ظهور عبید المهدی، این دوره ظهور به عقیده اسماعیلیان نزاری تا پایان امامت و خلافت المستنصربالله خلیفه هشتم فاطمی مصر ادامه داشت. پس از او دوره ستر پیش آمد تا قیام حسن صباح طول کشید. پس از حسن تا امام رکن الدین خورشاه، دوره ظهور برقرار بود. ولی پس از او، باز دوره ستر شروع می‌شود تا امامت سلسه آقاخانی، که اکنون دوره ظهور است.[16]

حسن«نظریه تعلیم» را براساس اختیاراتی که از طریق امامت به دست آورد وارد اندیشه­های سیاسی اسماعیلیه نمود. حسن ثابت می‌کند که عقل انسان برای شناخت خداوند کافی نیست و استدلال می‌کندکه برای شناخت خداوند وجود معلمی صادق برای هدایت معنوی آدمیان ضروری است معلمی که جز امام اسماعیلی زمان نمی­تواند باشد، نظریه تعلیم با تاکید نهادن بر مرجعیت تعلیمی مستقل هر امام درروزگار خود، به صورت عقیده اصلی نزاریان نخستین درآمد و به این خاطر به تعلیمیه معروف شدند.[17] 

  روز هفدهم ماه رمضان سال 599ه. ق. روز قیامت مطابق با 1164میلادی قیامت القیامه را حسن اعلام کرد و گفت: ای مردم من که امام  شما هستم به شما می‌گویم که امروز مکلف نیستید نماز بخوانید و روزه بگیرید زیرا اینها حق الله هستند و خداوند احتیاج به نماز و روزه شما ندارد، ولی زکات را باید بپردازید برای اینکه زکات حق الناس است و به وسیله زکات، از مستحقین دستگیری می‌نمایید من به شما بشارت می‌دهم که تا چند سال دیگر زکات هم نخواهید پرداخت.[18] اعلام چنین دیدگاهی نسبت به دین و برداشتن شریعت از طرف حسن صباح باعث شد هجمه‌های سنگین مخالفان بر علیه اسماعیلیان دو چندان شود و حتی به آنان لقب جهود یا کافر بدهند «. . . این انگیزه نفسانی حسن بود که اورا به هرجهت سوق می‌داد».[19]

  اسماعیلیان جبرگرایی را که در آن روزگار، فکر سیاسی جامعه اسلام را تشکیل می‌داد محکوم می‌کنند و معتقدند؛ میان مختار بودن انسان و ضرورت تبعیت از امام اسماعیلی رابطه منطقی برقرار است. دشمنان اسماعیلی علاوه برمبارزه سیاسی و نظامی با آنها در جبهه فرهنگی و کلامی نیز وارد شدند و عقاید و آرا آنها را تخطئه کردنند.[20] حکومت وقت علاوه برمبارزه مسلحانه فقیهان را نیز به مبارزه فرهنگی برعلیه اسماعیلیان بسیج نمود که در رأس آنان ابوحامد غزالی قرار دارد.

  تقویت فکری جنبش اسماعیلیه به عنوان راز ماندگاری آنان در جهان اسلام بود که توسط بزرگانی چون ابوحاتم رازی صاحب کتاب المحصول، ابو عبدالله نسفی، ناصر خسرو قبادیانی،  یعقوب سجستانی پی‌ریزی شد و باعث شد شخصیتهای بزرگ آن روزگار چون مرداویج و نصر بن احمد، امیر سامانی را با اندیشه اسماعیلیه همراه سازند.[21] سامان بخشیدن به این جنبش فکری علاوه بر تقویت، آنان را از سری بودن به یک جنبش علنی تبدیل نمود.

 دولت نزاری که مرکز آن در الموت بود نزدیک به 171سال دوام آورد و سر انجام در زیر حملات سپاه مغول از هم فرو پاشید. حکمرانی نزاریان در الموت درسال 483. ه. ق با حسن صباح آغاز و در سال 654. ه. ق در زمان رکن الدین خورشاه به پایان رسید.[22]بعد از سقوط الموت مجهول ترین دوران تاریخی اسماعیلیان است و تا پنج قرن بعد از آن اطلاعات درستی در دست نیست.

 

 

2.2  اسماعيليان نزار و راهبردتجدد

تقیه یک توجیه دینی و جزء اعتقادات اسماعیلیه بود که در موقع ضرورت از آن استفاده می‌کردنند. رواج گسترده توسل به تقیه بعد از قتل خورشاه برای حفظ جان آنان تا روزگاران جدید ادامه داشت.[23] با روی کار آمدن حکومت صفویه اسماعیلیان از شدت تقیه کاستند و در نتیجه هویت دینی نزاریان برای نخستین بار دردهه های حکومت صفویه آشکار شد.

چهل و چهارمین امام نزاری ابوالحسن علی درکرمان از لحاظ سیاسی قدرت و اهمیت خاصی پیدا کرد، کریم خان زند او را به حکومت کرمان منصوب کرد بعد از وی پسرش، شاه خلیل‌الله و بعد از شاه خلیل‌الله پسرش، حسن علیشاه به عنوان چهل و ششمین امام نزاری اسماعیلی به جای پدر نشست. فتحعلی شاه قاجار یکی از دختران خود را به همسری امام جوان داد و لقب افتخاری آقاخان به او اعطا کرد و وی را به حکومت قم منصوب نمود.[24] در این اینجا ستاره بخت اسماعیلیان طلوع می‌کند و آنان با هدیه شاه قاجار تولدی دوباره پیدا می‌کنند و به تجدید حیات قدرت سیاسی و اجتماعی خود می‌پردازند آنچه اسماعیلیان جدید را بهره‌مند ساخت تا سالهای بعد بهتر دیده شوند راه یافتن به دستگاه قدرت قاجار بود.

آقاخان اول نخستین امام اسماعیلی از سلسله خود بود که درهند به زندگی پرداخت و به عنوان یک پیشوای روحانی یک جامعه مسلمان از حمایت تشکیلات بریتانیا در هند برخوردار بود و این امر باعث تثبیت و تقویت مقام وی شد.[25] ارتباط و همکاری با غرب به خصوص بریتانیا باعث شد که امامان بعدی اسماعیلی نیز از حمایت بریتانیا بهره‌مند شوند و اینگونه موقعیت و سازمان پیروانشان را ارتقا دهند.

بعد از آقاخان اول پسرش آقا علی شاه (آقاخان دوم) رهبری اسماعیلیان نزاری را به مدت چهار سال در دست داشت و درگذشت، بعد از وی چهل هشتمین امام اسماعیلیان نزاری (آقاخان سوم) طی یک مراسم رسمی در سال 1302. ه. ق. 1885. م. رسماً به امامت اسماعیلیان انتخاب شد و به عنوان یک مسلمان اصلاح طلب و سیاستمدار شهرت داشت واین به خاطر نقش برجسته او در میان مسلمانان و هندیان و نیز در امور بین الملل بود. آقاخان سوم سلطان محمد شاه در تمام طول زندگیش روابط نزدیک با بریتانیا داشت و القاب و نشانه های متعددی از آن حکومت دریافت کرد. این رابطه منافع بسیار برای پیروان او در هند و آفریقا که تحت حکومت سلطنتی بریتانیا می‌زیستند داشت.[26] از ارتباط امام اسماعیلی می‌توان برداشت نمود که آنها در سیاست خارجی خود واقع گرا بودند و برای منافع خود حاضرشدند که با واقعیتهای بین المللی خود را تطبیق دهند و با دیدی انعطاف‌پذیر و مدرن فکر کنند.

درطی جنگ جهانی اول امام اندیشه های خود را درباره آینده هند در کتابی نوشت. مداخله و درگیری آقاخان سوم در امور بین الملل هنگامی که در سال 1937به ریاست جامعه ملل در ژنو برای یک دوره انتخاب شد به اوج خود رسید[27]. این پیروزی بزرگی برای جامعه اسماعیلیان بود و در واقع اوج پیشرفت آنان در جهان محسوب می‌شود. تطبیق خود با واقعیتهای بین المللی نتیجه‌اش ریاست جامعه ملل برای اسماعیلیه بود.

  آقاخان با تعریف و تحدید هویت اسماعیلی پیروان خود با جدیت برای تحکیم موقعیت و سازماندهی مجدد پیروانش به صورت یک جامعه متجدد اسلامی با معیارهای بالای  تعلیم و تربیت، بهداشت و رفاه اجتماعی کوشید. وی در سال1905یک رشته قوانین و قواعد مکتوب صادر کرد که نخستین قانون جامعه اسماعیلی را در شرق آفریقا به وجود آورد[28] در حقیقت خط و مشی آقاخان سوم را در تجدد گرایی می‌توان در سخنرانیهایش دید و در این راه موفق بوده است. وی به موضوعاتی چون رفاه اجتماعی، آزادی زنان، تعلیم و تربیت اهمیت می‌دهد. وی در حقیقت در خط و مشی تجددگرایانه خود کاملاً توفیق یافت و به عنوان یک رهبر روحانی و مصلح مسلمان به چالشهایی دنیایی که به سرعت دگرگون می‌شد پاسخ داد و برای اتباع خود در بقیه کشورها مختلف این امکان را به وجود آورد که به عنوان جامعه­ای متجدد با هویت اسلامی متمایزی در قرن بیستم زندگی کنند وی در سال 1957درگذشت.[29]

پرنس کریم چهل و نهمین امام حاضر اسماعیلیان نزاری و چهارمین امامی است که لقب آقاخان دارد سیاست­های پدربزرگ خود در تجددگرایی را دنبال کرد و آنها را توسعه و بسطی اساسی داد وی یک شبکه در توسعه اجتماعی بنام شبکه توسعه آقاخان دارد، امام حاضر جوانان اسماعیلی را تشویق می‌کند که هدف خود را یک زندگی متعادل دنیوی قرار دهند و به تحصیلات عالی تخصصی روی آورند و در پی کسب کمالات دانشگاهی و علمی باشند، آقاخان چهارم مقدار زیادی از امکانات و منابع خود را صرف ارتقاء شناخت بهتر اسلام نه تنها به عنوان یک دین بلکه به عنوان یک تمدن بزرگ جهانی با سنتهای اجتماعی، فکری و فرهنگی متنوع کرده است، برنامه آقاخان برای معماری اسلامی که در سال 1979در دانشگاه هاروارد (همان دانشگاهی که وی در سال 1959در رشته تاریخ اسلام به اخذ لیسانس نائل شد) و در موسسه تکنولوژی ماساچوت تاسیس کرد و بر آن بود که معماران و برنامه ریزانی تربیت کند که بتواند نیازهای جوامع جدید مسلمان را برآورده سازد. رویکرد تجددگرایانه اسماعیلیان باعث شده است که از بقیه فرق اسلام متمایز شوند و در واقع در میان فرقه های اسلامی تنها اینان هستند که اینگونه به دنبال تجددگرایی‌اند و در عمل نیز نشان دادند.

3- اسماعیلیان امروز و مواضع آنها

   اسماعیلیان امروز خود را با دنیایی مدرن وفق داده‌اند و این توصیه­ای است که امام آنان تاکید برآن دارد و می‌گوید: «. . . روی کردن به شرق یا غرب نشانه تقوی نیست و جهاد واقعی برای مسلمانان آمیزش کامل و صلح آمیز با زندگی دنیوی است که با عبور از آن به جستجوی خداوند بپردازد و این زمانی معنادار خواهد بود که همراه با تلاش برای نیکی کردن به دیگران باشد و این همان معنای وجدان اجتماعی اسلام است و معنویت از طریق کنش های اجتماعی است که بروز می‌کند».[30] در این زمینه امام اسماعیلیه به دنبال یک رفاه اقتصادی همراه با آرامش برای پیروان خود می‌باشد که برای پرداختن به مسائل ایمانی باید از نیازهای اولیه بگذریم تا بتوانیم خداوند را به خوبی عبادت کنیم.

1.3 نگاه اسماعيليان جديد به حقوق زنان

 

  موضوع حقوق زنان یکی از موضوعات مطرح شده در کشورهای مختلف بوده است حتی در برخی  از کشورهای اروپایی تا اواخر قرن بیستم زنان از حقوق خود محروم بودند اما اسماعیلیه به این موضوع با نگاه باز نگاه می‌کند و می‌گوید: «ما هیچ نشانه ای در قرآن یا سنت پیامبر برای توجیه این وضعیت نخواهیم یافت که نزدیک به هزار سال بخش حیاتی جامعه اسلامی که همان زنان هستند را تباه کرده است».[31] امام به رفع موانع حضور زنان در اجتماع می‌پردازد و در ادامه بهترین راه را آموزش زنان جامعه می‌داند تا با حقوق خود آشنا شوند و این محدودیتها برداشته شود.

2.3 نگاه اسماعيليان نزار به توسعه

 در زمينه توسعه نگاه اسماعيليان نزار بدين صورت بود كه شبکه توسعه آقاخان در سال 1967 در ژنو تأسیس شد. تلاش امروزی است از سوی امامت اسماعیلی برای تحقق بخشیدن به جنبه اجتماعی یا وجدان اجتماعی دین اسلام از طریق موسسات مختلف، و هدف آن رهانیدن جامعه از جهل، بیماری و محرومیت است.[32] این شبکه در راستای کمک به امورات اسماعیلیان در سراسر جهان است و امام حتی هدیه‌های که او دریافت می‌کند را وقف شبکه می‌کند تا پیروانش زندگی بهتری داشته باشند.

  شبکه توسعه آقاخان از سه حوزه اصلی تشکیل شده است که کاملاً منطبق برکثرت گرایی و اخلاق جهانی استوار می‌باشد که شامل بخش فرهنگ، توسعه اجتماعی و توسعه اقتصادی می‌باشند.

بخش فرهنگ: خوداتکایی جوامع در بخش فرهنگی در شبکه توسعه آقاخان به دنبال هویت دادن به جوامع است تا آنها احساس خطر و ترس نکنند که در جوامع دیگر هضم شوند چون این ترس ریشه اصلی رادیکالیسم می‌باشد و یکی از خطرهای جامعه کثرت گرا به شمار می‌رود.[33]

توسعه اجتماعی: بخش اجتماعی که از قسمتهای آموزشی و اقتصادی تشکیل شده است و در راستای ایجاد یک محیط توانا ساز که موجب شکوفایی استعدادهای فردی شده و از طرف دیگر با آموزش صحیح، جهل از بین می‌رود و فرد را قادر می‌سازد که به طور صحیح با دیگران رابطه برقرار کند و از آینده مطمئن، برخوردار گردد و هیچ گونه ترس از آینده فقر و بیماری نداشته باشد آموزش معمولا به عنوان راهی برای رسیدن به سعادت جامعه در نظر گرفته می‌شود.[34]

بخش توسعه اقتصادی: ایجاد شرایطی که در آن افراد بتوانند کرامت خویش را حفظ کنند و روی پای خود بایستند جز فعالیتهای این بخش است. هرچند کمکهای انسان دوستانه و بنگاههای خیریه می‌تواند تا حدودی نیازهای افراد فقیر را برطرف کند ولی نمی شود این کمکها را برای همیشه تضمین کرد ولی اگر افراد بتوانند کارهای اقتصادی کنند و درآمدی داشته باشند درآن صورت اعتماد به نفس آنان بالا رفته و خودکفا می‌شوند صندوق آقاخان برای توسعه اقتصادی که دارای خدمات ترویجی، صنعتی و توریستی می‌باشند در مناطق روستایی آموزشهایی فنی همچنین ایجاد کارگاههای آموزشی مشاغل مورد نیاز را ایجاد کرده است.[35] پیروان اسماعیلیه از آنجا که به امام خود علاقمند هستند دستورات مذهبی و اقتصادی امام را انجام می‌دهند با ایجاد چنین شبکه های امروزه به عنوان یگ گروه ثروتمند در جهان اسلام می‌باشند.

4- نتيجه گيري

اسماعیلیان نزاری در ایران با نام حسن صباح پیوند می‌خورد شخصیت پیچیده و کاریزماتیک که 35سال در الموت حکومت کرد و تا پایان عمرش آنجا ماند و اوقاتش را صرف امور نزاریان و فرستادن صدور برای داعیان اسماعیلی نمود. نظریه امامت این اختیار را به حسن داد تا وی به نفع خویش دین را تفسیر نمایید و برای مبارزه با سلجوقیان از شیوه ترور استفاده کند که آخرین حربه سیاست بود، جنبش اسماعیلی از نظر سیاسی شکست خورد اما تألیفات و کتابهای به جا مانده از آنان باعث شد که از نظر عقیدتی تا امروز ماندگار باشند. اسماعیلیان جدید دیگر شیوه شکست خورده ایدئولوژی خنجر امامان پیشین خود را تکرار نکردنند و از ترور به تجدد تغییر رویه دادنند آنان خود را با اوضاع دنیایی امروزی تطبیق دادند و آقاخان سوم به عنوان یک رهبر روحانی در خط و مشی‌های تجدد گرایانه شخصیتی بین المللی دارد. 



[1] . دانشیار علوم سیاسی در دانشگاه مفید

[2]. رحمت تهمورسی دانشجوی کارشناسی ارشد اندیشه سیاسی در اسلام دانشگاه مفید قم.

[3] . فضایی، یوسف، مذهب اسماعیلی ونهضت حسن صباح، انتشارات عطایی، تهران، 1374، ص6.

[4] . همان، ص80.

[5] . دفتری، فرهاد، مختصری در تارخ اسماعیلیه ترجمه دکتر فریدون بدره ای، نشر فروزان روز، تهران، 1378، ص171.

[6] . ویلی، پیتر، آشیانه عقاب، ترجمه دکتر فریدون بدره ای، شمشاد، تهران، 1389، ص 147.

[7] . همان، ص95.

[8] . مارشال، گ و اس. هاجسن، ترجمه فریدون بدره ای، اتشارات علمی وفرهنگی، تهران، ص 110.

[9] . همان، ص150.

[10] . پیتر ویلی، پیشین، ص 148.

[11]. همان، ص108.

[12] . آمیر، پل، خداوند الموت حسن صباح، ترجمه ذبیح الله منصوری، انتشارات دنیای دانش، تهران، 1386، ص51.

[13] . همان، ص52.

[14] . فیرحی، داود، روش شناسی دانش سیاسی در تمدن اسلامی، علوم وفرهنگ اسلامی، قم، 1387، ص144.

[15] . ناصری طاهری، عبدالله، نقش اسماعیلیان در جنگهای صلیبی، ققنوس، تهران، 1387، ص174.

[16]. فضایی، یوسف، مذهب اسماعیلی و نهضت حسن صباح، انتشارات عطایی، تهران، 1374، ص175.

[17] . دفتری، فرهاد، تاریخ واندیشه های اسماعیلیه در سده های میانه، ترجمه دکتر فریدون بدره‌ای، نشر فروزان روز، تهران، 1382، ص245.

[18] . پل آمیر، پیشین، ص142.

[19] . محمود عقاد، عباس، فاطمه و فاطمیان درگذرگاه تاریخ، ترجمه دکترمحمدثقفی، نشرآثار علامه طباطبایی، 1381، ص225.

[20] . عبدالله ناصری طاهری، پیشین، ص76.

[21] . الجابری، محمدعابد، تکوین عقل عربی، ترجمه سید محمدآل مهدی، نسل آفتاب، تهران، 1389، ص408و409.

[22] . فرهاد دفتری، پیشین، ص166.

[23] . همان، ص220.

[24] . همان، ص268.

[25]. همان، ص 269.

[26]. همان، ص 272.

[27]. همان، ص272.

[28]. همان، ص275.

[29]. همان، ص280.

[30]. اسماعیل پور، رحمان، پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه مفید، قم، شهریور90، ص51.

[31]. همان، ص58.

[32]. همان، ص77.

[33]. همان، ص80.

[34]. همان، ص82.

[35]. همان، ص86. 

1402 مرتبه بازدید
در حال ارسال...