مصاحبه ها و یادداشتها

امر ملی و نظریه همروی

نظریه همروی که به اسلام اجتماعی نزدیک است، می تواند امر ملی را، نه صرفاً بر اساس عناوین ثانوی، قبول کند

امر ملی و نظریه همروی

سیدصادق حقیقت

مجله سیاست نامه، ش 33 (زمستان 1403) 

مقدمتاً می توان گفت داشتن نظریه­ ای در باب امر ملی ضروری به نظر می­رسد؛ به این معنا که بدون نظریه نمی­ توان مسئلۀ ملی­ گرایی و امر ملی را حل کرد. به بیان دیگر، کسانی که راجع به امر ملی سخن گفتند دو دسته هستند: دسته­ای که دارای نظریه هستند مانند دکتر جواد طباطبایی و کسانی که دارای نظریه نیستند. به نظر بنده حتماً باید مسئلۀ امر ملی دارای نظریه باشد؛ چون که از یک طرف در کشوری با مرزهای ملت- دولت زندگی می کنیم؛ و از سوی دیگر وام­دار سنت ایرانی و اسلامی هستیم. چه بسا، در خصوص دیدگاه نسبت به امر ملی و ملی گرایی، خروجی این سه در یک راستا نباشند. به یک بیان، ما بین چهار فرهنگ مردد هستیم: فرهنگ ایرانی، فرهنگ اسلامی، فرهنگ شرقی (سوسیالیستی) و فرهنگ غربی (لیبرالیستی). چون تردد بین این چهار فرهنگ وجود دارد، ما نسبت خودمان را با ملیت باید مشخص کنیم و چون تکلیف ما در بین این چهار فرهنگ مشخص نیست، بدون داشتن نظریه نسبت به امر ملی همچنان دارای ابهام خواهیم بود.

نکته بعد این است که براساس گفتمان­های موجود می­توان دیدگاه­های نسبت به امر ملی را حدس زد. به دیگر بیان، تکثر گفتمان­های موجود می­تواند به دیدگاه­های متفاوت منجر شود. گفتمان­هایی که در این­جا می­توان آنها اشاره کرد عبارتند از: گفتمان بنیادگرایی، گفتمان اسلام سیاسی، گفتمان سنت­گرایی، گفتمان سنتی، و گفتمان تجددگرایی. به شکل جداگانه می­توان نسبت هر یک از اینها را با امر ملی حدس زد.

بنیادگرایان اسلامی اعم از بنیادگرایان شیعی مشکل­دارترین گفتمان نسبت به امر ملی هستند؛ چون آنها آرزوهای فرامرزی دارند و خود را برای تحقق آرمان­های دوردست آماده می­کنند، در حالی که اعتقاد به امر ملی آنها را در مرزها محدود می­کند. بنیادگرایان اساساً نمی­توانند در مرزهای ملی محدود شوند و بنابراین بیشترین مشکل را با امر ملی بنیادگرایان دارند.

برخی از متفکران غربی اسلام سیاسی و بنیادگرایی را به یک معنا گرفته­اند، ولی اسلام سیاسی صِرف ضرورت تشکیل حکومت براساس شریعت است؛ و بنابراین می­تواند شکل میانه­رو داشته باشد، در حالی که بنیادگرایی ضرورتاً تندرو و رادیکال است. بنابراین اسلام سیاسی را باید جدا بحث کرد. سؤال این است که اسلام سیاسی نسبت به مسئلۀ امر ملی چگونه می­اندیشد؟ چون اسلام سیاسی طیفی است- یعنی در آن گرایش­های میانه و رادیکال هر دو وجود دارد- گرایش رادیکال اسلام سیاسی مانند گرایش بنیادگرایانه مسئلۀ امر ملی را به سختی می­تواند حل کند ولی گرایش میانه­روی اسلام سیاسی بهتر می­تواند به این مسئله بپردازد. گرایش میانه اسلام سیاسی مثل گفتمانی که آیت الله مطهری دارند بهتر می­تواند با امر ملی کنار آید> به خاطر این که به آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و مانند اینها اعتقاد دارد، بهتر می­تواند با امر ملی- مثل آن مسائل و مفاهیم مدرن- کنار بیاید. اسلام سیاسی، به هر حال، باید نسبت خود را با مرزها و اهداف فراملی مشخص کند؛ چرا که از یک طرف معتقد به صدور انقلاب و اهداف فرامرزی و فراملی است، و از سوی دیگر به خاطر امر ملی مجبور است در مرزهای ملی خودش را تعریف کند.

سنت­گرایان اساساً نظریه سیاسی عمیقی راجع به فلسفۀ سیاسی، فلسفۀ حقوق و روابط بین­الملل ندارند. به همین دلیل، آنها راحت­تر می­توانند با مسئله­ای مانند امر ملی کنار بیایند. همان­طور که می­دانیم مهم­ترین متفکر اسلام سنت­گرا، امروزه، دکتر سیدحسین نصر است. او با امر ملی در زمان شاه به خوبی کنار آمد و بدون هیچ مشکلی آن ملی­گرایی شاهنشاهی پیش از انقلاب را پذیرفت. دلیل این امر این است که اولاً آنها دیدگاه مشخص و عمیق و جامعی نسبت به مسائل سیاسی ندارند و ثانیاً اعلام کردند که بهترین حکومت از دیدگاه آنها حکومت پادشاهی است.

دیدگاه سنتی را باید از دیدگاه سنت­گرایانه که گفتیم جدا کنیم. منظور از دیدگاه سنتی، نظر علمای سنتی است. علمای سنتی ممکن است که در گفتمان اسلام سیاسی قرار بگیرند؛ چون گفتمان سنتی اعم از این است که اعتقاد به ضرورت تشکیل حکومت براساس شریعت داشته باشد یا نه. پس برخی از علمای سنتی در گفتمان اسلام سیاسی قرار می­گیرند، اما برخی از آنها که در گفتمان اسلام سیاسی قرار نمی­گیرند مانند آیت الله سیستانی که می­شود به آن «گفتمان اسلام اجتماعی» نام نهاد. به هر روی، این گفتمان اخیر بهتر می­تواند مسئلۀ ملی را حل کند؛ همان­طور که آیت الله سیستانی بدون دخالت مستقیم در امور سیاسی عراق، اشراف بر مسائل کلی عراق دارد و تکلیفش از اسلام سیاسی نسبت به امر ملی روشن­تر است.

گفتمان بعد تجددگرایان هستند. این گفتمان مدرن است و نزدیک­ترین گفتمانی است که می­تواند مسئلۀ امر ملی را حل کند؛ چون دغدغۀ ضرورت تشکیل حکومت براساس شریعت را ندارد. در واقع، ادعای فرامرزی و فراملی ندارد و بنابراین امر ملی را به عنوان یک پدیدۀ مدرن می­تواند بپذیرد. نمونۀ آن هم- علاوه بر دیدگاه دکتر سروش- نظریۀ ایرانشهری دکتر طباطبایی است که برخلاف گفتمان بنیادگرایان اسلام سیاسی، سنت­گرایی و سنتی دارای نظریۀ منسجم راجع به امر ملی است.

از دیدگاه نظریۀ همروی اولاً نسبت با تجدد باید مشخص شود. ما یک مدرنیته نداریم. مدرنیته­ های متفاوتی داریم و می­توان مدرنیته خاص خود را داشت. بنابراین مدرنیته می­تواند بومی شود. مدرنیته می­تواند اسلامی- ایرانی باشد: «مدرنیتۀ اسلامی- ایرانی». صاحب این قلم در حال نگارش کتابی در این زمینه است. پس باید دید حد و حدود مدرنیته اسلامی- ایرانی چیست. نکته دوم این است که اسلام رادیکال باید نقد شود؛ یعنی اسلام رادیکال که ادعای جهان­شمولی و صدور انقلاب به شکل مسلحانه را دارد، باید مورد نقد قرار بگیرد. نظریۀ همروی به شکل خاص در مقابل اسلام رادیکال مرزبندی می­کند. نکتۀ سوم در این خصوص این است که نظریۀ همروی در بین نظریه­ های موجود فقهی به نظریۀ اسلام اجتماعی نزدیک است. بنابراین مرزها را به شکلی می­تواند بپذیرد، و در عین حال نظارت کلی بر مسائل شرعی از سوی متخصصان دینی را می­تواند قبول کند. پس از نظر فقهی، به نظریه نظارت و اسلام اجتماعی نزدیک می­شود. اگر این نکات مد نظر قرار بگیرد، می­توانیم بگوییم نظریۀ همروی ارتباط خاصی با سنت­گرایی در این مسئله ندارد و از این نظر که به دنبال یافتن نظریه­ای برای امر ملی هست با نظریۀ تجددگرایانه دکتر طباطبایی اشتراک دارد. تفاوت این نظریه با نظریه دکتر طباطبایی در این است که دکتر طباطبایی با مبنای تجددگرایانه خاص خودش امر ملی و نظریۀ ایرانشهری را بحث کرده است. در نظریه همروی علاوه بر این که به تجدد نگاه مثبت وجود دارد، اعتقاد بر این است که تجدد می­تواند بومی شود و از تجدد اسلامی- ایرانی می­توانیم صحبت کنیم. ابعاد فقهی مسئله و ابعاد دینی مسئله هم مدنظر قرار می­گیرد. نظریه همروی در صدد است با نگاه مثبت به مفاهیم مدرن، دیدگاهی نسبتاً نو در باب امر ملی ارائه کند. بر این اساس، مرزهای ملی بر اساس حکم اولی، و نه حکم ثانوی، مورد پذیرش قرار می­گیرد و بین فرهنگ ایرانی، اسلامی، و مدرن هم­نهادی جدید به وجود می­آید. نظریه دولت ملی، بر این اساس، هم ریشه در مباحث فلسفه سیاسی دارد، هم در متون دینی.           

62 مرتبه بازدید
در حال ارسال...